على زمانى قمشه اى
161
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
مىشمرد ، تا آنجاكه پس از بازگشت بهائى از سفر طولانى خود ، به استقبال او آمد و رياست علماى ايران را به او پيشنهاد كرد كه بهائى نپذيرفت . شاهعباس ، شيخ بهائى را در سفرها و لشكركشىها به همراه مىبرد و احتمالا اين كار را در مقام تفأل به فتح و ظفر انجام مىداد ، تا آنجاكه به گزارش اوحدى بليانى در عرفات العاشقين گويى كلمهء « شيخ بهاء الدّين » ( 1113 ) طلسم فتح ايروان بوده است . بهائى در قضاوت و بعضى امور سياسى و اجتماعى نيز مورد مشورت و اعتماد شاه صفوى بود . شاه به مقام علمى بهائى اعتقاد داشت و در 1017 كه از آثار رصدخانهء مراغه بازديد كرد ، پس از بازگشت به اصفهان ، شيخ بهائى ، ملّا جلال الدّين منجم و عليرضاى عباسى خوشنويس را براى آماده كردن مقدّمات تعمير آن رصدخانه به مراغه فرستاد . به گزارش بعضى منابع مرقد ربيع بن خثيم ، معروف به خواجه ربيع ، در مشهد نيز به پيشنهاد بهائى ، به فرمان شاهعباس ساخته شد . در امور شرعى خانوادگى نيز شاه صفوى به بهائى رجوع مىكرد . اقامهء نماز جمعه اصفهان را هم بهائى برعهده داشت . امّا اين امور سبب نمىشد كه بهائى ، در روابط خود با شاه ، جانب شرع را فروگذارد . براى نمونه در چراغانى و جشن نوروز 1018 كه مقارن با دوازدهم محرم بود و هيچيك از علما جرأت اعتراض و خردهگيرى بر عمل شاه را نداشتند ، بهائى با ساختن مادّه تاريخ « على ببخشد » اعتراض و نارضايتى خود را از خطاى شاه صفوى ابراز كرد . بهائى علىرغم آمدوشد در دربار ، از معاشرت با تودهء عوام ، حتى دراويش و معركهگيرهاى اصفهان ، روىگردان نبود و به تعبير خودش « ميل قلندرى » داشت . وى بسيار بخشنده بود و سرايى بزرگ داشت كه پناهگاه يتيمان و محرومان و مكانى براى نگهدارى و تربيت اطفال بىسرپرست بود .